تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؛ کدام برای شما بهتر است؟
در سالهای اخیر، سرمایهگذاری و ترید در بازار ارزهای دیجیتال بهعنوان یک فرصت عالی برای سودآوری شناخته شده است. با رشد چشمگیر قیمت بیت کوین و آلتکوینهای متنوع، تعداد سرمایهگذاران و معاملهگران در این حوزه افزایش یافته است. بااینحال، دادهها نشان میدهند که تنها حدود ۳۰درصد از این افراد با اتخاذ رویکردهای استراتژیک به سود پایدار دست مییابند و مابقی آنها حتی نمیدانند تحلیل تکنیکال برایشان مناسبتر است یا فاندامنتال. در این مقاله، میخواهیم این دو روش تحلیل را با هم مقایسه کنیم تا باتوجهبه کاربردها، مزایا و محدودیتهای آنها مشخص شود کدام رویکرد برای شما بهتر است.
تحلیل تکنیکال در کریپتو چیست؟
تحلیل تکنیکال در معاملات ارزهای دیجیتال، شامل ارزیابی دادههای قیمت در گذشته و دادههای بازار برای پیشبینی تغییرات قیمت در آینده است. این تحلیل بر این اصل استوار است که «تاریخ تکرار میشود». تحلیل تکنیکال با استفاده از الگوها، روندها و شاخصهای آماری، پیشبینیهایی درباره رفتار بازار انجام میدهد. بهویژه در بازار ارزهای دیجیتال که بهشدت تحتتأثیر احساسات بازار و نوسانات کوتاهمدت قرار دارد، این نوع تحلیل بسیار محبوب است.
عناصر اصلی تحلیل تکنیکال در بازار کریپتو عبارتاند از:
الگوهای کندل استیک و تحلیل نمودارهای قیمت
برای تشخیص روندها و بازگشت احتمالی روند، تحلیلگران تکنیکال به الگوهای کندل استیک در نمودارهای قیمت توجه میکنند. برخی از مهمترین الگوها شامل سر و شانه، الگوی پرچم، سقف و کف دوقلو و الگوهای دوجی است. این الگوها برداشتهایی از احساسات بازار و جهت بالقوه قیمت یک ارز دیجیتال ارائه میدهند.
برای مثال، در بیت کوین الگوی صعودی فنجان و دسته، اغلب یک سیگنال قوی برای خرید است.
اندیکاتورها
اندیکاتورها ابزارهایی هستند که تحلیلگران تکنیکال از آنها برای تعیین قدرت روند، شرایط فشار خرید و فشار فروش یا شناسایی تغییرات روند استفاده میکنند. برخی از مهمترین شاخصهای تکنیکال شامل میانگینهای متحرک (MA)، شاخص قدرت نسبی (RSI)، شاخص مکدی (MACD) و باندهای بولینگر هستند.
خطوط روند
تحلیلگران از خطوط روند در نمودار قیمت برای تعیین جهت روند استفاده میکنند. بریکاوتها در این نقاط میتوانند فرصتهای بالقوه خرید یا فروش را نشان دهند.
سطوح حمایت و مقاومت
سطوح حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) از مفاهیم کلیدی در تحلیل تکنیکال هستند که تحلیلگران بازار کریپتو از آنها برای پیشبینی حرکات قیمت در آینده بهره میبرند. این سطوح بهدلیل نوسانات بالای بازار ارز دیجیتال و رفتارهای مبتنی بر احساسات، اهمیت ویژهای در این حوزه دارند.
سطح مقاومت نشاندهنده قیمتی است که در آن، عرضه یک ارز دیجیتال بهاندازهای قوی است که از افزایش بیشتر قیمت جلوگیری میکند. قیمت از این نقطه نمیتواند بالاتر برود. در این سطح، فروشندگان وارد بازار میشوند و فشار فروش مانع رشد قیمت میشود
سطح حمایت نشاندهنده یک نقطه قیمتی است که در آن، تقاضا برای یک ارز دیجیتال بهاندازهای قوی است که افت بیشتر قیمت جلوگیری میکند. بنابراین، قیمت نمیتواند آن را بشکند و از آن پایینتر برود. در این سطح خریداران وارد بازار میشوند و فشار خرید مانع از کاهش قیمت میشود.
حجم معاملات
تحلیل فعالیت معاملاتی همراه با تغییرات قیمت بسیار حیاتی است. حجم معاملات نشان میدهد که بازار چقدر فعال است. تغییرات ناگهانی قیمت همراه با حجمهای زیاد اغلب نشاندهنده تمایل قویتر بازار هستند.
اصلاح فیبوناچی
سطوح اصلاح فیبوناچی خطوط افقی هستند که سطوح حمایت و مقاومت احتمالی را بر اساس دنباله فیبوناچی نشان میدهند. معاملهگران از این سطوح برای تعیین نقاط احتمالی بازگشت قیمت پس از یک حرکت بزرگ بازار استفاده میکنند.
نظریه موج الیوت
تحلیلگران از این نظریه برای پیشبینی تغییرات آینده بازار بر اساس الگوهای موج قبلی استفاده میکنند. این نظریه ادعا میکند حرکات قیمت بازار از الگوهای موجی قابلتشخیص پیروی میکند.
تحلیل فاندامنتال در کریپتو چیست؟
تحلیل فاندامنتال (Fundamental Analysis) که به آن تحلیل بنیادی هم گفته میشود، تکنیک بسیار مهمی است که برای ارزیابی ارزش ذاتی یک دارایی به کار میرود. تحلیلگران بنیادی برای این کار، با ترکیبی از معیارهای کیفی، کمّی و اقتصادی، قیمت ذاتی دارایی را با قیمت فعلی آن در بازار مقایسه میکنند. اگر آن دارایی در بازار گرانتر باشد، بیشازحد ارزشگذاری شده است. اگر ارزانتر باشد، کمتر از حد ارزشگذاری شده است. درصورتیکه دو عدد به هم نزدیک باشند، دارایی قیمت مناسبی دارد.
برای مثال، میمکوینی مثل دوجکوین را در نظر بگیرید. آیا ارزش ذاتی دارد؟
با استفاده از ابزارهای تحلیل بنیادی، متوجه میشویم که دوج کوین فاقد بسیاری از عوامل ازجمله نقشه راه، تیم توسعهدهنده و حتی یک وایتپیپر رسمی است. بااینحال، ارزش بازار آن دهها میلیارد دلار است و حجم معاملات ۲۴ساعته آن به صدها میلیون دلار میرسد. اتفاقاً یکی از شناختهشدهترین ارزهای دیجیتال نیز هست؛ ایلان ماسک که خود را پدر آن میداند و تیم NBA مارک کوبان (دالاس ماوریکس) هم آن را بهعنوان روش پرداخت بلیت پذیرفته است. پس واضح است که ارزش ذاتی دارد.
برای تحلیل فاندامنتال در بازار سهام، صورتهای مالی، سود و زیان، سهم بازار و سلامت عمومی شرکت و درباره اوراق قرضه، دادههای اقتصادی و اعتبار صادرکننده اوراق را ارزیابی میکنند. اما درباره ارز دیجیتال چطور؟
باتوجهبه اینکه ساختار ارزهای دیجیتال متفاوت از سهام و سایر داراییها است، عواملی که برای تحلیل بنیادی این ارزها به کار میرود منحصربهفرد است. برخی از این عوامل را در ادامه بررسی کردهایم:
ارزیابی وایتپیپر پروژه
وایتپیپر یک ارز دیجیتال، سندی است که درباره فناوری، کاربردها و نقشه راه آن پروژه اطلاعاتی ارائه میدهد. تحلیلگران بنیادی با مطالعه وایتپیپر منتشرشده پروژه میتوانند از نوآوریها، مقیاسپذیری و کاربردهای عملی آن آگاه میشوند.
برای مثال، وایتپیپر و نقشه راه سولانا نشان میدهد که این پروژه بهدنبال حل مشکل مقیاسپذیری با تمرکز بر سرعت بالا و هزینه کم در رقابت با اتریوم است.
ارزیابی تیم و توسعه
امروز دیگر مانند گذشته نیست که ارز دیجیتالی مثل بیت کوین با یک خالق ناشناس ظهور کند و هیچکس به دیده کلاهبرداری به آن نگاه نکند! بسیاری از سرمایهگذاران و معاملهگران فعلی، سعی میکنند پروژههایی را انتخاب کنند که تیم توسعهدهنده آنها مشخص باشد. تحلیلگران بنیادی، تجربه و شایستگیهای تیم را بررسی میکنند تا ببینند که آیا دانش و ظرفیت کافی برای دستیابی به اهداف پروژه را دارند یا نه.
برای مثال، پشت اتریوم، ویتالیک بوترین و تیم قدرتمندش قرار دارند. درباره دوج کوین، جامعه پرشور و فعال آن از این پروژه حمایت میکند.
تحلیل توکنومیکس
توکنومیکس یک رمزارز شامل اطلاعاتی درباره کل عرضه، عرضه در گردش، نحوه توزیع توکنها و کاربرد آنها در اکوسیستم پروژه است. تحلیلگران بنیادی با مطالعه این دادهها و عناصری ازجمله کمیابی و نقش توکن در تراکنشها و حاکمیت، بررسی میکنند که چه مواردی ممکن است بر ارزش بلندمدت توکن تأثیر بگذارند.
ارزیابی مشارکتها و همکاریها
یکی از مهمترین عواملی که تحلیلگران بنیادی باید با دقت بررسی کنند، کنسرسیومهای بلاکچین و مشارکتهایی است که پروژه با دیگران برقرار کرده است. اهمیت این مشارکتها باید از نظر اعتبار پروژه، پتانسیل تجاری و نرخ پذیرش ارزیابی شود. برای مثال، ادغام چین لینک با اوراکلها یک نقطه قوت بسیار مهم برای این پروتکل بود.
پایش احساسات اجتماعی و جامعه
تحلیلگران بنیادی، فعالیتهای جامعه یک ارز دیجیتال را در فرومها، رسانههای اجتماعی و جوامع توسعه رصد میکنند. اندازهگیری احساسات هم در بین مردم و هم در جامعه خود ارز، به درک میزان اشتیاق و حمایت از پروژه که میتواند بر تقاضای آن در بازار تأثیر بگذارد کمک میکند.
درک محیط نظارتی
تحلیلگران فاندامنتال باید محیط نظارتی و قانونی حوزهای را که ارز دیجیتال مورد نظرشان در آن فعالیت میکند رصد کنند. برای مثال، وقتی خاستگاه یک رمزارز کشوری است که قوانین سفتوسختی بر ارزهای دیجیتال اعمال کرده است، ممکن است تحولات قانونی بر نرخ پذیرش پروژه، ارزش کلی آن و انطباق آن با قوانین تأثیر بگذارد.
ارزیابی امنیتی
تحلیلگران فاندامنتال حتما باید جنبههای امنیتی شبکه بلاکچین یک ارز دیجیتال را بررسی کنند و به ارزیابی مکانیزمهای اجماع و میزان مقاومت پروژه دربرابر حملات احتمالی بپردازند. ارزیابی امنیت و میزان اعتماد به شبکه یک ارز برای سرمایهگذاران حیاتی است.
در بخش بعد مزایای تحلیل تکنیکال و فاندامنتال را بررسی میکنیم.
مزایای تحلیل تکنیکال
تحلیل تکنیکال ابزارهایی را برای معاملهگران تکنیکال فراهم میکند تا با موفقیت در بازار کریپتو فعالیت کنند. این نوع تحلیل به تریدرها کمک میکند با بررسی دادههای قیمتگذاری گذشته و روندهای بازار، اطلاعات مفیدی درباره نوسانات احتمالی قیمت در آینده به دست آورند. این دادهها درکنار شناسایی الگوها و سطوح حمایت و مقاومت، به آنها کمک میکند برای ورود به بازار یا خروج از آن آگاهانه تصمیم بگیرند.
تحلیلگران تکنیکال رویکرد ساختاریافتهای برای درک روانشناسی و نگرش بازار دارند. با این رویکرد، پیشبینی تغییرات قیمت و تعیین حد ضرر برای مدیریت ریسک آسانتر میشود و درنتیجه موفقیت در معاملات محتملتر است. برای مثال، وقتی برای خرید بیت کوین اقدام میکنید، تحلیل تکنیکال به شما کمک میکند کف قیمت را در آینده شناسایی کنید و در بهترین زمان ممکن وارد بازار شوید.
مزایای تحلیل فاندامنتال
تحلیل بنیادی بازار ارزهای دیجیتال، بینشهای ارزشمندی را ارائه میدهد که مبنای انتخابهای آگاهانه برای سرمایهگذاری هستند. در این نوع تحلیل، سرمایهگذاران میتوانند به دانش کاملی از پتانسیل و پایداری یک پروژه دست یابند. یکی از مزایای اصلی تحلیل بنیادی، ظرفیت آن برای ارزیابی نوآوریهای فناورانه، مقیاسپذیری و کاربردهای عملی پروژه است. شناخت تیم توسعه یک رمزارز، پیشینه و چشمانداز آنها برای آینده به سرمایهگذاران کمک میکند نسبت به توانایی آنها برای اجرای پروژه نوعی اطمینان نسبی پیدا کنند.
با کمک این تحلیل ممکن است بتوانیم ارزهای دیجیتالی با مؤلفههای فاندامنتال قوی را که احتمال دارد نوسانات بازار را تحمل کنند و در بلندمدت به رشد قیمتی برسند، کشف کنیم.
چالشهای پیش روی تحلیلگران بنیادی و تکنیکال در فضای کریپتو
درست است که تحلیلهای تکنیکال و فاندامنتال مزایای زیادی دارند اما بینقص هم نیستند. چالشهایی که تحلیلگران در بازار کریپتو با آنها مواجهاند، منحصربهفرد است و با چالشهای تحلیل در بازار سنتی تفاوت دارد.
محدودیتهای تحلیل بنیادی
تحلیلگران فاندامنتال به گزارشهای مالی منسجم در صنعت کریپتو دسترسی ندارند. بسیاری از پروژههای ارز دیجیتال، برخلاف کسبوکارهای جاافتاده، فاقد دادههای مالی جامع هستند و این باعث میشود تعیین ارزش واقعی یک ارز چالشبرانگیز باشد. علاوه بر آن، بازار کریپتو آنقدر نوسانی است که تا بخواهید از تحلیل بنیادی که زمانبر است استفاده کنید، فرصتها از دست رفتهاند.
محدودیتهای تحلیل تکنیکال
برای تحلیلگران تکنیکال، نوسانات شدید موجود در بازار ارزهای دیجیتال، چالش بزرگی به حساب میآید. اخبار، احساسات بازار و بسیاری عوامل غیرمنتظره، نوسانات شدیدی در قیمت ارزها ایجاد میکنند که باعث میشود پیشبینی الگوهای قیمتگذاری دشوار باشد. دستکاری بازار و نقدشوندگی ضعیف برخی ارزها، الگوهای نمودار سنتی را تحریف میکند و درنتیجه، تحلیل تکنیکال بسیار پیچیدهتر میشود.
مهمتر از همه، بازار کریپتو ۲۴ساعته باز است و به تحقیق و تصمیمگیریهای آنی نیاز دارد؛ چیزی که تحلیلگران را بهشدت تحت فشار قرار میدهد.
مقایسه تحلیل تکنیکال و فاندامنتال
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال را میتوان از چند نظر با هم مقایسه کرد:
- روششناسی: تحلیل تکنیکال با استفاده از آمار بازار و دادههای قیمت تاریخی، سعی میکند روندها، الگوها و نقاط ورود و خروج بالقوه به بازار را شناسایی کند. هدف تحلیل بنیادی، تحقیق درباره عوامل فاندامنتال یک پروژه برای درک ماهیت و تعیین ارزش ذاتی آن است.
- افق زمانی: تحلیل تکنیکال بر تغییرات قیمت در کوتاهمدت تمرکز دارد ولی تحلیل بنیادی بینشهایی درباره پتانسیل بلندمدت یک پروژه ارائه میدهد.
- استراتژیهای معاملاتی: تحلیل تکنیکال اغلب برای معاملهگران با استراتژی خرید و فروش روزانه و سریع در مدتزمان کوتاه مناسب است. تحلیل بنیادی برای سرمایهگذاران و هودلرها که دیدگاه بلندمدت دارند و موقعیتهای خود را برای ماهها یا حتی سالها حفظ میکنند کاربرد بیشتری دارد.
- هدف: تحلیل تکنیکال به نقاط ورود و خروج استراتژیک کمک میکند، درحالیکه تحلیل بنیادی یک چهارچوب قوی برای تعیین قابلیت دوام پروژه به دست میدهد.
کدام تحلیل برای من بهتر است؟
باتوجهبه توضیحاتی که دادیم، انتخاب بین این دو نوع تحلیل به سبک معاملاتی و استراتژیهای خودتان بستگی دارد.
تحلیل تکنیکال برای شما بهتر است اگر:
۱. معاملهگر روزانه، اسکالپر یا سوئینگتریدر هستید. شما معامله در تایمفریمهای کوتاهمدت (ساعتی یا روزانه) را ترجیح میدهید. در چنین شرایطی تحلیل فاندامنتال یک پروژه به دردتان نمیخورد زیرا تا بیایید عوامل بنیادی را بررسی کنید، فرصت معامله از دست رفته است.
۲. به دادههای قیمتی و خوانش نمودارها علاقه دارید. شما حوصله یا دانش مطالعه وایتپیپر و تحقیق درباره تیم پروژه را ندارید و صرفاً به نمودارها، دادههای قیمتی و حجم معاملات علاقهمند هستید.
۳. تحمل ریسکتان بالاست. شما به عوامل فاندامنتال قوی یک پروژه اهمیتی نمیدهید. با خودتان میگویید: «ریسک میکنم؛ یا به سود فوقالعادهای میرسم یا ضرر میکنم».
تحلیل فاندامنتال برای شما بهتر است اگر:
۱. سرمایهگذار بلندمدت هستید. شما وقت و تجربه کافی برای رصد کردن بازار و ترید ندارید. میخواهید یک ارز با پتانسیل بالا در بلندمدت پیدا کنید و سالها آن را نگه دارید. برای انتخاب پروژه مد نظرتان، باید با استفاده از تحلیل مالی و اقتصادی، ارزش ذاتی آن را ارزیابی کنید.
۲. به بررسی اخبار و عوامل خارجی علاقه دارید. شما ترجیح میدهید تأثیر رویدادهای ناگهانی مثل ممنوعیت قانونی استخراج در چین در سال ۲۰۲۱ یا هک صرافیها بر ارز دیجیتال را مد نظر قرار دهید. تحلیل تکنیکال فقط به دادههای قیمتی تمرکز دارد و برایش مهم نیست که رویدادهای خبری چه تأثیری بر ارزش یک ارز میگذارند.
۳. تحمل ریسکتان پایین است. شما ترجیح میدهید روی یک ارز سرمایهگذاری کنید و به سود پایدار و مطمئن برسید تا اینکه مدام نگران پامپ و دامپ قیمت در بازار باشید. شما تحمل ندارید بدون بررسی پروژه با این فکر که «نهایتاً ضرر میکنم» روی آن سرمایهگذاری کنید.
سخن پایانی: رویکرد ترکیبی از انواع تحلیل
بیشتر معاملهگران باهوش و حرفهای یک رویکرد ترکیبی برای دستیابی به یک دیدگاه جامع از بازار ارزهای دیجیتال دارند. برای مثال، از تحلیل بنیادی برای شناسایی یک ارز دیجیتال امیدوارکننده در بلندمدت استفاده میکنند و سپس تحلیل تکنیکال را برای تصمیمگیری درباره بهترین لحظه برای خرید یا فروش به کار میبرند. ترکیب این رویکردها و استفاده از نقاط قوت هریک از آنها، میتواند به انتخابهای آگاهانه و یک استراتژی متعادل معاملاتی یا سرمایهگذاری منجر شود.
سؤالات متداول
انتخاب بین تحلیل تکنیکال و فاندامنتال به استراتژی معاملاتی، افق زمانی و تجربه شما در بازار بستگی دارد.
برای تریدرهایی که در تایمفریمهای ساعتی یا روزانه معامله میکنند تحلیل تکنیکال کاربردیتر است؛ زیرا زمان کافی برای بررسی عوامل فاندامنتال پروژه ندارند.
سرمایهگذاران بلندمدت و هودلرها بهتر است برای اطمینان از ارزش ذاتی یک پروژه و میزان تابآوری آن دربرابر نوسانات شدید در مدت طولانی، از تحلیل فاندامنتال کمک بگیرند.