داستان واقعی مرد پیتزای بیت کوین؛ نابغهای که ساتوشی را نگران کرد!

بیت کوین تازه کمی بیشتر از یک سال عمر داشت و قیمت آن کمتر از یک سنت معامله میشد. هیجان پیرامون نخستین رمزارز جهان هنوز عمدتاً در انجمن نوپای Bitcointalk محدود شده بود؛ انجمنی که خودش هم فقط حدود شش ماه از عمرش میگذشت. در آنجا، اعضای قدیمی درباره فلسفه اقتصادی، دانش فنی و موجود رمزنگاریشده جدیدی که ساتوشی ناکاموتو خلق کرده بود بحث میکردند. خود ساتوشی هم هنوز در انجمن فعال بود، در حالی که اولین پذیرندگان بیت کوین رویاهایشان را درباره آینده پول با یکدیگر به اشتراک میگذاشتند.
اما اگر قرار بود آن آینده به واقعیت تبدیل شود، هنوز چیزی کم بود: هیچکس تا آن زمان بیت کوین را برای خرید هیچ چیزی خرج نکرده بود. حتی بازارهای دارکنت هنوز راهاندازی نشده بودند و تنها تراکنشهایی که کاربران انجام میدادند (غیر از انتقالهای همتابههمتا روی شبکه) با پول نقد صورت میگرفت.
شاید به همین دلیل بود که لازلو هانیچ تصمیم گرفت زمان ساختن تاریخ فرا رسیده است. در ۱۸ می ۲۰۱۰، یکی از مشارکتکنندگان Bitcoin Core در Bitcointalk از بقیه پرسید که آیا کسی حاضر است «دو پیتزای بزرگ درست کند و به خانهام بیاورد یا برایم از یک پیتزافروشی سفارش دهد». او در ازای این کار ۱۰٬۰۰۰ بیت کوین پیشنهاد داد و اگرچه چهار روز طول کشید، در نهایت به خواستهاش رسید.
یکی از کاربران هشدار داده بود که ۱۰٬۰۰۰ بیت کوین «خیلی زیاد» است چون در آن زمان ارزشش به حدود ۴۱ دلار میرسید. البته «خیلی زیاد» الان توصیف خندهداری به نظر میرسد چون ارزش این ۱۰٬۰۰۰ BTC اکنون به بیش از ۷۵۰٬۰۰۰ دلار میرسد.
با این حال برای هانیچ این خرید فقط قطرهای در دریا بود. او گفت:
ما توی فروم به مردم بیت کوین میدادیم. گاهی ۱۰۰ بیت کوین یا حتی ۱٬۰۰۰ بیت کوین. من میخواستم ماجرای پیتزا را انجام بدهم چون برایم مثل پیتزای مجانی بود. منظورم این است که این سیستم را کدنویسی کردم و بیت کوین استخراج کردم و آن روز حس میکردم اینترنت را بردهام. من بهخاطر مشارکت در یک پروژه متنباز پیتزا گرفتم. معمولاً سرگرمیها فقط وقت و پول آدم را میگیرند، اما در این مورد، سرگرمیام شامم را خرید.
هانیچ فقط «مرد پیتزا» نیست!
معامله معروف پیتزا در ۲۲ مه ۲۰۱۰ در تاریخ ثبت شد اما داستان هانیچ فراتر از این تراکنش بود؛ فقط خرید افسانهای پیتزا، دیگر دستاوردهای او در فضای بیت کوین را تحتالشعاع قرار داد. در واقع، این توسعهدهنده با وجود آن خرید کاملاً حالش خوب است؛ عمدتاً به خاطر یکی دیگر از مشارکتهایش در توسعه بیت کوین: استخراج با GPU.
هانیچ یک مهندس نرمافزار است که اواخر ۲۰۰۹ با بیت کوین آشنا شده بود و جزو نخستین نسل مشارکتکنندگان پروژه آن محسوب میشد. البته خودش با فروتنی گفت:
من روی بیت کوین کار میکردم، باگها را رفع میکرد و از این جور کارها.
البته فقط یکی از مشارکتهای «کوچک» او ساخت و انتشار نخستین نسخه Bitcoin Core برای macOS بود. او همچنین ساختار استخراج بیت کوین را متحول کرد. هانیچ نخستین بار در می ۲۰۱۰ استخراج با GPU را به جامعه معرفی کرد؛ چیزی که آن زمان صرفاً به چشم مشارکت در یک آزمایش دیده میشد، نه یک جنبش جهانی. او به یاد میآورد:
آن زمان در Bitcointalk واقعاً کاربری وجود نداشت. شاید ۵۰ نفر، شاید ۱۰۰ نفر. خیلی متفاوت بود. موضوع این بود که «هی، میخواهی در یک پروژه متنباز مشارکت کنی؟» نه اینکه «میخواهی دنیا را با پول تغییر بدهی؟»
در آن زمان، استخراج بیت کوین فقط با CPU انجام میشد؛ همان پردازندههایی که کامپیوترهای شخصی را راه میاندازند. هیچکس هنوز راه کارآمدتری برای تولید هش پیدا نکرده بود.
هانیچ وقتی تلاش میکرد این کارایی را بهبود دهد، اعتراف کرد که کاملاً متوجه «سرعت تنظیم سختی استخراج» نبود، چون هنوز هیچکس ماینری به اندازه کافی قدرتمند نساخته بود که این مکانیزم را واقعاً آزمایش کند. با این حال، او دنبال راهی بود که هشهای بیشتری را سریعتر تولید کند تا ارزش بیشتری از شبکه استخراج کند.
همین موضوع او را به سمت نوشتن کدی برای استخراج با GPU سوق داد. کارتهای گرافیک (همان GPUها) که معمولاً وظیفه نمایش تصاویر و گرافیک روی صفحه را دارند، به نظر هانیچ میتوانستند محاسبات بیشتری را همزمان انجام دهند و بنابراین برای «تولید انبوه هش» مناسب باشند. او توضیح داد:
GPUها در انجام کارهای موازی عالی هستند، اما باید کارهای ساده و مشابه باشند. مثلاً میتوانند همزمان عدد ۱۰ را به هزار عدد مختلف اضافه کنند. در حالی که CPUهای معمولی انعطافپذیرترند، اما کارها را یکییکی انجام میدهند. مسئله استخراج کاملاً مناسب GPU بود.
این کشف بسیار سودآور بود. او توانست قدرت هش خود را ده برابر افزایش دهد؛ آن هم فقط با یک مکبوک ۲۰۱۰! اما این کشف چندان به مذاق خالق بیت کوین خوش نیامد. هانیچ گفت ساتوشی همیشه کمی «با فاصله» رفتار میکرد، اما بعد از اینکه کد استخراج GPU را با او به اشتراک گذاشت، ساتوشی نظرش را روشن بیان کرد: او فکر میکرد این فناوری برای مرحله فعلی توسعه بیت کوین بیش از حد پیشرفته است. ساتوشی در ایمیلی به هانیچ نوشت:
یکی از جذابیتهای اصلی برای کاربران جدید این است که هرکسی با یک کامپیوتر میتواند چند سکه رایگان تولید کند. GPUها خیلی زود این انگیزه را فقط به کسانی محدود میکنند که سختافزار گرانقیمت دارند. اجتنابناپذیر است که خوشههای پردازشی GPU در نهایت همه کوینها را استخراج کنند، اما من نمیخواهم آن روز را جلو بیندازم.
هانیچ با خنده به Bitcoin Magazine گفت:
همان موقع بود که گفتم: لعنتی، انگار پروژهات را خراب کردم. ببخش رفیق. او نگران بود بعضی افراد چون دیگر نمیتوانند با CPU بلاک استخراج کنند، ناامید شوند. بنابراین بعد از آن دیگر تبلیغش نکردم.
اما حتی با وجود تلاشش برای متوقف کردن ماجرا، اختراع هانیچ گسترش یافت و کمی بعد از انتشار کد در Bitcointalk، کاربران دیگر آن را برای ویندوز، مک و لینوکس بازنویسی کردند. هانیچ کد اولیه را به صورت یک patch داخل Bitcoin Core منتشر کرده بود «چون این سادهترین راه برای اضافه کردنش بود». اما نسخههای جدید کاملاً از Bitcoin Core جدا شدند و به کلاینتهای مستقل تبدیل شدند. دیگر کار از کار گذشته بود و هانیچ برتری رقابتیای را که بهدنبال آن بود از دست داد. او با شوخی گفت:
فکر میکردم قدرت پردازشی بیشتر باعث امنیت شبکه میشود. اما نفهمیده بودم که باید این موضوع را برای خودم نگه دارم. منطقیتر بود اگر حریص میبودم.
زندگی بعد از پیتزا
برخلاف تصور رایج که هانیچ بعد از معامله پیتزا بیت کوین را کنار گذاشت، او هنوز هم در این فضا حضور دارد. فقط دیگر در توسعه بیت کوین فعال نیست. او میگوید:
من فقط یک بیت کوینر معمولیام.
جالب اینکه نزدیک به ۱۰ سال بعد، همان مرد هنوز بیشتر به خاطر معامله پیتزا شناخته میشود تا نقش مهمش در تحول استخراج بیت کوین.
شاید دلیلش این باشد که اختراع او زمانی اتفاق افتاد که جامعه بیت کوین فقط چند صد نفر بود. یا شاید ارزش شوکهکننده خرید پیتزا، بیشتر از دستاوردهای فنی او توجه جلب میکند.
وقتی از هانیچ پرسیدند آیا از سؤالهای تکراری مردم درباره خرید پیتزا خسته میشود یا نه، او پاسخ متفاوتی داشت. او گفت:
به نظرم خندهدار است وقتی مردم اینطور نگاه میکنند. فکر میکنم این فقط یک داستان جذاب برای جلب توجه مردم است. اما هر کسی که واقعاً به بیت کوین علاقهمند شود، درک میکند. مثل این است که بگویی ای کاش برمیگشتم عقب و سهام اپل میخریدم. آن زمان بیت کوین مثل پول Monopoly بود. هیچکس اهمیتی نمیداد؛ مردم همینطوری مقداری به تو میدادند، بنابراین فکر نمیکردم لازم باشد نسبت به آن حریص باشم.
پدر استخراج GPU ظاهراً به معامله معروف پیتزا و سؤالهای مربوط به آن، همانطور نگاه میکند که به خود بیت کوین نگاه میکند: با شوخطبعی و آرامش، نه با حسرت و پشیمانی. در واقع، او اصلاً آن را باخت نمیداند؛ بلکه یک برد میبیند. او گفت:
هر معاملهای زمانی انجام میشود که هر دو طرف فکر کنند معامله خوبی گیرشان آمده. من حس میکردم اینترنت را شکست دادهام و غذای رایگان گرفتهام. با خودم میگفتم: عالیه، این GPUها را به هم وصل کردم، حالا دو برابر سریعتر استخراج میکنم. قرار است تا آخر عمر غذای رایگان بخورم!
حتی وقتی بیت کوین به رکورد جدیدی میرسد، هانیچ این نگاه مثبت را حفظ میکند. احتمالاً چون نگاهش به بیت کوین از روز اول تغییر نکرده: برای او هنوز یک سرگرمی است، نه شغل. او گفت:
راستش من معمولاً خودم را درگیرش نمیکنم چون سر و صدای زیادی اطرافش هست. آن نوع توجه را نمیخواهم و قطعاً نمیخواهم مردم فکر کنند من ساتوشی هستم. به نظرم بهتر است در حد یک سرگرمی باقی بماند. من شغل معمولی دارم. تماموقت روی بیت کوین کار نمیکنم. نمیخواهم تبدیل به چیزی حرفهای شود که مسئولش باشم. خوشحالم که تا همان حدی که بودم درگیرش بودم.



