واکنش بازارهای مالی به تنشها: کدام داراییها برنده و کدام یک بازنده بودند؟

بازارهای مالی همیشه چیزی برای غافلگیر کردن معاملهگران پیدا میکنند؛ احتمالا هم درست وقتی این کار را انجام میدهند که هیچ کس انتظارش را ندارد. در این ۵۰ روز و از وقتی که تنشهای ژئوپلیتیکی شروع شده، از این غافلگیریها کم نبود: جهان جلوی چشمان ما با بزرگترین بحران انرژی تاریخ معاصر روبهرو شد، بیت کوین به عنوان یک دارایی پرریسک موقع همین تنشها رشد کرد، طلا که همه فکر میکردند یک دارایی مطمئن است نه تنها رشد نکرد بلکه کاهش یافت و پیشبینی تحلیلگران از اقتصاد و نرخ بهره آمریکا زیر و رو شد! در این مقاله سعی کردهایم روند این داراییهای در تقریبا ۸ هفته گذشته و علت نوسانات را بررسی کنیم.
۱. نفت: وقتی جهان با بزرگترین بحران انرژی تاریخ معاصر روبهرو میشود!
از انتهای جنگ جهانی دوم، انسان اکثر صنایع خود را به لطف انرژی ارزان گسترش داد. اگر نخواهیم نقش انرژی در تولید کالاهایی مثل کودهای کشاورزی و پلاستیک را در نظر بگیریم، سادهترین نقش آن یعنی حمل و نقل را نمیتوان نادیده گرفت. حمل و نقل روی همه صنایع تاثیر میگذارد و در قیمت همه کالاها لحاظ میشود. حالا فکر کنید همین قیمت انرژی در کمتر از یک ماه بیشتر از ۶۰ درصد رشد کند! آیا جهان حق ندارد بترسد؟
مسئله اصلی این است که تنشهای اخیر ۲۰ درصد از عرضه نفت و گاز طبیعی مایع مختل شود. طبق قانون اقتصاد، با کاهش عرضه قیمت تعدیل میشود و رشد میکند. در نتیجه قیمت نفت برنت در اوج خود به اطراف ۱۱۰ دلار رسید و هرچند با کاهش نسبی تنشها کمی کاهش یافت، باز هم خیلی بیشتر از نقطه شروعش است. یک نکته مهم دیگر این است که قیمت نفت در بازارهای فیوچرز با قیمت واقعی و فیزیکی آن فرق میکند. یعنی کشورها در عمل حتی نفت را با قیمتهای بیشتر از ۱۴۰ دلار هم معامله کردند ولی در بازار فیوچرز قیمت نفت به این محدوده نرسید.
پلتفرم دکوبیسی لتر (The Kobeissi Letter) هم اعلام کرده است:
ما اکنون در حال مشاهده بزرگترین اختلال در عرضه انرژی در تاریخ معاصر هستیم. از زمان آغاز تنشهای ژئوپلیتیکی بیشتر از ۵۰۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات از بازار جهانی خارج شده است. به عبارت دیگر، عرضه جهانی اکنون حدود ۵۰ میلیارد دلار تولید نفت خام خود را از دست داده است. این مقدار سوخت برابر است با میزان انرژیای که برای اداره صنعت حملونقل بینالمللی دریایی جهان به مدت ۴ ماه لازم است. جهان تاکنون چیزی شبیه به این را تجربه نکرده است.
جهان خیلی سریع مجبور شد به این مسئله واکنش نشان دهد. کشورهای زیادی مجبور شدند برنامههایی مثل مسابقات اتومبیلرانی را متوقف کنند، برخی کشورها حتی روزهای کاری را کاهش دادند، اروپا تاکید کرد که سوخت جت آن احتمالا تا اواخر می (اوایل خرداد) کافی خواهد بود، قیمت سوخت کشتیها ۲ برابر شده، شرکتهای کانادایی مجبور شدند پروازهای خود به کشورهای دیگر (حتی آمریکا) را محدود کنند و تمام سازمانهای بینالمللی هشدارهای جدی دادند.
جدا از این تاثیرات اولیه، جهان حالا در تلاش است خود را برای تاثیرات ثانویه رشد قیمت نفت هم آماده کند. همان طور که گفتیم رشد قیمت انرژی به رشد قیمت کالاها کمک میکند و این یعنی رشد تورم. به همین خاطر بانکهای مرکزی مجبورند به این مسئله واکنش نشان دهند. برای مثال احتمال کاهش نرخ بهره آمریکا در سال ۲۰۲۶ تا زمان نگارش این مطلب نه تنها به شدت کاهش یافته بود، بلکه معاملهگران تا اواخر ۲۰۲۷ امیدی به مسئله نداشتند. بعضی از کشورها حتی مجبور شدهاند برای کنترل تورم به افزایش نرخ بهره فکر کنند!
۲. بیت کوین: چرا بیت کوین حتی با وجود تنشها رشد کرد؟
طرفداران بیت کوین همیشه دوست دارند آن را به عنوان ابزاری برای ذخیره ارزش معرفی کنند؛ ابزاری که مطمئن است و نوسانات آن فقط یک اتفاق گذری و ناپایدار است. در این مدت حداقل میتوان ادعا کرد که بیت کوین خیلی طرفدارانش را ناامید نکرد!
بیت کوین بعد از رسیدن به رکورد ۱۲۴٬۰۰۰ دلاری روزهای خوبی نداشته؛ برعکس وارد روند نزولی بزرگی شده که ماههاست بازارش را هدایت میکند. هرچند در اواسط این مسیر برای مدتی تا اطراف ۹۶٬۰۰۰ دلار رشد کرده؛ ولی در نهایت فشار فروش بر آن غلبه کرده و به روند نزولیاش ادامه داده است.
بخش زیادی از فشار فروش بیت کوین این روزها از ماینرها میآید. ماینرها مجبورند برای پرداخت هزینههای خود بخشی از توکنهای تازه استخراجشده را بفروشند اما با کاهش قیمت بیت کوین آنها مجبورند توکنهای بیشتری به فروش برسانند تا هزینههایشان را پوشش دهند.

بر اساس گزارش TheMinerMag، شرکتهای ماینر بیت کوینِ ثبتشده در بورس، از جمله MARA و CleanSpark و Riot، Cango و Core Scientific و Bitdeer، در مجموع بیش از ۳۲٬۰۰۰ بیت کوین در سهماهه اول ۲۰۲۶ فروختهاند که از کل سال ۲۰۲۵ بیشتر بود.
با وجود این فشار خرید بیت کوین هم در این مدت ادامه داشته است. برای مثال شرکت استراتژی در اوج تنشهای ژئوپلیتیکی هم به فشار خریدش ادامه داد و ذخایر BTC خود را به بیش ۷۸۰٬۰۰۰ واحد رساند.
بیت کوین در ابتدای شروع تنشهای ژئوپلیتیکی اخیر تا اطراف ۶۰٬۰۰۰ دلار کاهش یافت. این واکنش چندان هم غیرمنتظره نبود؛ چراکه بازار کریپتو به عنوان یک بازار پرریسک شناخته میشود و از نااطمینانیها تاثیر منفی میگیرد. چیزی که باعث تعجب معاملهگران شد این بود که BTC خیلی سریع توانست به یک روند صعودی جدید برسد و اول تا اطراف ۷۰٬۰۰۰ دلار رشد کند.
این ارز دیجیتال در نهایت هم بعد از انتشار اخبار مربوط به کاهش تنشها خود را به محدوده ۷۸٬۰۰۰ دلار رساند. یکی دیگر از منابع فشار خرید بیت کوین در این مدت ETFهای اسپات آن بودند که فقط در هفته قبل، حدود ۱ میلیارد دلار BTC خریدند.
بیت کوین اکنون جای بسیار مهمی قرار دارد؛ چراکه نزدیک محدودههای مهمی مثل قیمت میانگین بازار و قیمت تحققیافته هولدرهای کوتاهمدت (STH) شده و طرفدارانش بیصبرانه منتظرند ببینند میتواند از این مقاومتها عبور کند یا نه.
۳. شاخص دلار و بازار سهام آمریکا: بحران انرژی نرخ بهره را به کجا میبرد؟
شاخص دلار آمریکا (DXY) ارزش دلار را در برابر سبدی از ارزهای مهم دنیا نشان میدهد و معیار اصلی قدرت یا ضعف دلار در جهان است. این شاخص مهم است چون دلار ارز پایه تجارت جهانی، نفت، طلا و خیلی از کالاهاست؛ به همین خاطر تغییر آن روی قیمت همه بازارها تاثیر میگذارد.
عواملی مثل نرخ بهره فدرال رزرو، تورم آمریکا، رشد اقتصادی، دادههای اشتغال، ریسکهای ژئوپلیتیک و جریان سرمایه بین کشورها هم روی DXY تاثیر میگذارد. برای مثال معمولاً وقتی نرخ بهره یا اقتصاد آمریکا قویتر شود، شاخص دلار رشد میکند و برعکس، با کاهش اعتماد یا سیاستهای انبساطی کاهش مییابد.
همان طور که گفتیم افزایش قیمت نفت روی حمل و نقل تاثیر میگذارد. در آمریکا این افزایش قیمت باعث شد قیمت بنزین به طور میانگین به بیشتر از ۴ دلار برسد و بیشتر از ۲۱ درصد رشد کند. البته قیمت بنزین در بعضی از ایالتهای این کشور به بیشتر از ۵.۸ دلار رسیده است.
در نهایت این افزایش قیمت بنزین باعث شد شاخص تورمی CPI آمریکا در مارس (اسفند ۱۴۰۴) از ۲.۴ درصد به ۳.۳ برسد. CPI بدون هزینه انرژی و خوراک (Core CPI) نیز از اطراف ۲.۵ درصد به ۲.۶ درصد رسید. گفتنی است که این شاخص به بیشترین سطح خود در تقریباً ۲ سال گذشته رسیده است.
در اقتصاد برای کنترل تورم بانکهای مرکزی مجبور میشوند نرخ بهره را افزایش دهند. با افزایش نرخ بهره مردم بیشتر پول خود را در بانکها نگه میدارند و کمتر به مصرف و سرمایهگذاری در داراییهای پرریسک روی میآورند. این باعث میشود تورم کنترل شده و حتی کاهش یابد.
به همین خاطر به محض افزایش قیمت بنزین، معاملهگران به دنبال واکنش فدرال رزرو بودند. قبل از آن با کاهش تورم بسیاری از سرمایهگذاران امیدوار بودند نرخ بهره کاهش یابد و به رشد داراییهایی مثل بیت کوین و طلا کمک کند. با این حال اکنون که نرخ تورم رشد کرده، دیگر خیلی نمیتوان به کاهش نرخ بهره امیدوار بود.
عدم کاهش نرخ به معنی داشتن یک دلار قویتر است. پس عجیب نیست که شاخص دلار با شروع تنشها رشد کرد و بعد از مدتها به مرز ۱۰۰ رسید. با توجه به این که فدرال رزرو در چند سال اخیر به شدت روی کاهش تورم تا سطح ۲ درصد تاکید کرده بود، بسیاری از تحلیلگران باور دارند که کاهش نرخ بهره تا سپتامبر ۲۰۲۷ (شهریور سال آینده) به تاخیر افتاده مگر اینکه اتفاق خاصی رخ بدهد!
بازار سهام آمریکا واکنش جالبی داشت. بازار سهام ذاتا یک بازار پرریسک محسوب میشود و به همین خاطر از نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی تاثیر منفی میگیرد. شاخص S&P 500 هم ابتدا به همین خاطر کاهش یافت ولی برای مثال بعضی از شرکتهایی که در بخشهایی مثل صنایع هوافضا، هوش مصنوعی و انرژیهای تجدیدپذیر بودند توانستند از این ریزش جان سالم به در ببرند. در نهایت هم با کاهش تنشها این شاخص به قدری رشد کرد که به رکورد جدیدی رسید!
گفتنی است شاخص S&P 500 یکی از سریعترین رالیهای ۴۵ سال اخیر را ثبت کرده؛ چراکه طی ۱۱ روز RSI از زیر ۳۰ به ۷۰ رسید و رشد ۹.۹ درصدی (معادل ۶ تریلیون دلار) داشت.
۴. طلا: وقتی طلا سپر تورم کشورها میشود!
طلا معمولاً در زمان جنگ با تقاضای زیادی روبهرو میشود و رشد میکند، اما در جریان تنشهای اخیر رشد زیادی نداشت. به عبارت دقیقتر طلا که قبل از این تنشها به رکورد تاریخی رسیده بود، ابتدا تا سطح ۴٬۳۰۰ دلار کاهش یافت و بعد توانست تا ۴٬۸۰۰ دلار رشد کند.
تحلیلگران چند دلیل برای این اتفاق اعلام کردهاند. اول اینکه افزایش ارزش دلار، بالا ماندن نرخ بهره و مخصوصاً رشد بازده اوراق قرضه باعث شد بخشی از سرمایهگذاران به سمت اوراق بروند. از طرف دیگر، بعضی از تحلیلگران معتقدند رشد شدید طلا در سال ۲۰۲۵ باعث شد بعضی از سرمایهگذاران سودشان را برداشت کنند و وارد بازار انرژی شوند تا از نوسانات آن استفاده کنند.
یک نکته جالب واکنش بانک مرکزی ترکیه بود. این بانک برای مبارزه با تورم و تقویت ارزش مجبور شد در همین مدت کوتاه میلیاردها دلار طلا بفروشد. با این حال کشورهای بزرگی مثل چین به خرید طلا ادامه دادند و فشار خریدشان را متوقف نکردند. این امر نشان میدهد که با وجود موانع کوتاهمدت، طلا همچنان تقاضا و جایگاهش به عنوان باارزشترین دارایی جهان را حفظ کرده است.
نوسانات نقره هم تا حد زیادی پیرو طلا بود و قیمت آن پس از رسیدن به مرز ۷۰ دلار، به بالای ۸۰ دلار برگشت.
البته بازار نقره در سال ۲۰۲۶ هم برای ششمین سال، با تداوم کسری ساختاری روبهرو شد به طوری که این کسری ۱۵ درصد (به اندازه ۴۶ میلیون اونس) رشد کرد. کاهش شدید ذخایر از ۲۰۲۱، افت عرضه و محدودیت تولید، در کنار رشد تقاضای سرمایهگذاری و ضعف مصرف صنعتی، این کسری را تشدید کرده است.




















