تزوس چیست؟ همه چیز درباره ارز دیجیتال و شبکه Tezos

خلاصه مطلب
ارتقای بلاکچینها به سادگی انتشار نسخهای جدید از یک نرمافزار نیست. تغییر قوانین شبکه میتواند نیازمند هماهنگی میان مشارکتکنندگان باشد و در برخی موارد به اختلاف و ایجاد فورک منجر شود. همین مسئله یکی از چالشهایی است که تزوس (Tezos) از ابتدا تلاش کرده با طراحی سازوکار خوداصلاحگر (Self-Amendment) برای آن راهحلی درونزنجیرهای ارائه دهد.
اما اگر قرار باشد خود شبکه درباره تغییراتش تصمیم بگیرد، این فرایند چگونه انجام میشود و نقش کاربران و مشارکتکنندگان در آن چیست؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بررسی کرد که تزوس چیست و ایده اصلی پشت طراحی آن چگونه شکل گرفته است.
مقدمه
بلاکچینها برای حفظ کارایی و پاسخگویی به نیازهای جدید، ممکن است در طول زمان به تغییر و ارتقای پروتکل خود نیاز داشته باشند. این تغییرات میتوانند به مسائل فنی محدود نباشند و موضوعاتی مانند نحوه تصمیمگیری درباره آینده شبکه و میزان مشارکت اعضای آن را نیز دربر بگیرند. تزوس با تمرکز ویژه بر همین مسئله، سازوکاری را در معماری خود قرار داده است که امکان پیشنهاد و تصویب تغییرات پروتکل را از طریق فرایند حاکمیتی شبکه فراهم میکند.
درک این سازوکار بدون شناخت خود شبکه و ارز بومی آن کامل نمیشود. ارز دیجیتال XTZ در اکوسیستم تزوس برای پرداخت کارمزدها، تعامل با برنامههای غیرمتمرکز و مشارکت در فرایندهای مرتبط با استیکینگ و حاکمیت کاربرد دارد. بنابراین، برای فهم بهتر جایگاه تزوس در میان شبکههای بلاکچینی، ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که تزوس چیست و چه ساختاری دارد؟
تزوس چیست؟
تزوس (Tezos) یک بلاکچین لایه یک متنباز است که برای اجرای قراردادهای هوشمند و برنامههای غیرمتمرکز طراحی شده است. یکی از ویژگیهای اصلی این شبکه، امکان ارتقای پروتکل از طریق سازوکار حاکمیتی درونزنجیرهای است؛ به این معنا که تغییرات پروتکل میتوانند در چارچوب فرایند مشخصی پیشنهاد و تصویب شوند و سپس در خود شبکه اجرا شوند. این رویکرد با مفهوم خوداصلاحگری یا Self-Amendment در تزوس شناخته میشود.

تزوس از الگوریتم اجماع مبتنی بر اثبات سهام استفاده میکند و مشارکتکنندگان شبکه، از جمله بیکرها (Bakers)، در تولید و تأیید بلاکها نقش دارند. کاربران نیز میتوانند با استیک کردن یا واگذاری (Delegation) XTZ به یک بیکر، در سازوکار اقتصادی شبکه مشارکت کنند.
ساختار فعلی تزوس در سال ۲۰۲۶ حاصل مجموعهای از ارتقاهای پروتکل است که بدون نیاز به تغییر زنجیره اصلی اجرا شدهاند؛ برای نمونه، ارتقای Ushuaia در ژوئن ۲۰۲۶ فعال شد و قابلیتهای مرتبط با لایه دسترسپذیری داده (DAL) و مقیاسپذیری شبکه را توسعه داد.
ارز دیجیتال بومی این شبکه با نماد XTZ شناخته میشود. این کوین برای پرداخت کارمزد تراکنشها، تعامل با برنامههای غیرمتمرکز و مشارکت در استیکینگ و سازوکار حاکمیتی تزوس کاربرد دارد.
در نتیجه، تزوس را میتوان شبکهای دانست که علاوه بر اجرای قراردادهای هوشمند، سازوکار تغییر و ارتقای پروتکل را نیز بخشی از طراحی خود قرار داده است. برای درک اهمیت این ویژگی، باید دید چرا ارتقای یک بلاکچین غیرمتمرکز میتواند به هماهنگی پیچیده میان مشارکتکنندگان نیاز داشته باشد و تزوس چگونه تلاش میکند این فرایند را مدیریت کند.
شبکه خوداصلاحگر تزوس دقیقاً چه مشکلی را حل میکند؟
یک بلاکچین غیرمتمرکز برای تغییر قوانین پروتکل نمیتواند مانند یک نرمافزار معمولی صرفاً نسخه جدیدی را منتشر کند و انتظار داشته باشد همه کاربران آن را اجرا کنند. نودها، اعتبارسنجها، توسعهدهندگان و سایر مشارکتکنندگان باید درباره تغییرات موردنظر به توافق برسند و شبکه نیز باید بتواند این تغییرات را بهشکل هماهنگ اجرا کند. اگر این هماهنگی شکل نگیرد، ممکن است نسخههای متفاوتی از پروتکل ایجاد شوند و زنجیره به مسیرهای جداگانه تقسیم شود.
تزوس برای مدیریت این مسئله، سازوکاری به نام خوداصلاحگری یا Self-Amendment را در طراحی پروتکل خود قرار داده است. در این مدل، تغییرات پروتکل از طریق سازوکار حاکمیتی خود شبکه پیشنهاد و بررسی میشوند و در صورت طی کردن مراحل لازم، نسخه جدید پروتکل میتواند جایگزین نسخه قبلی شود. به این ترتیب، ارتقای شبکه بخشی از فرایند تعریفشده در خود بلاکچین است، نه فرایندی کاملاً جدا از آن.
دفتر کل خوداصلاحگر (Self-Amending Ledger)
منظور از دفتر کل خوداصلاحگر این نیست که شبکه بدون دخالت انسان درباره تغییرات خود تصمیم میگیرد. اصلاح پروتکل در تزوس از طریق سازوکار حاکمیتی انجام میشود و مشارکتکنندگان شبکه در مراحل مختلف آن نقش دارند. نتیجه این طراحی، امکان اجرای ارتقاهای پروتکل در همان زنجیره و بدون الزام به ایجاد یک زنجیره جدید است. تاریخچه ارتقاهای تزوس نیز نشان میدهد که این سازوکار برای تغییرات متعدد پروتکل، از جمله ارتقاهای اخیر مانند Tallinn، Seoul و Ushuaia، به کار گرفته شده است.
حاکمیت درونزنجیرهای (On-Chain Governance)
ویژگی خوداصلاحگر تزوس با حاکمیت درونزنجیرهای آن ارتباط مستقیم دارد. پیشنهادهای مربوط به تغییر پروتکل در یک فرایند چندمرحلهای بررسی و رأیگیری میشوند و در صورت عبور از شرایط تعیینشده، پروتکل جدید در ادامه فرایند فعال میشود. این سازوکار حتی قابلیت اصلاح خود فرایند حاکمیتی را نیز در نظر گرفته است؛ بنابراین، روش تصمیمگیری درباره ارتقای شبکه نیز میتواند در آینده تغییر کند. جزئیات مراحل و نحوه رأیگیری در بخش «سازوکار حاکمیتی تزوس» بررسی خواهد شد.
البته «ارتقا بدون نیاز به هاردفورک» به این معنا نیست که ایجاد فورک در تزوس غیرممکن است یا هر اختلافی حتماً بدون انشعاب حل میشود. منظور این است که پروتکل برای تغییرات مورد تأیید فرایند حاکمیتی، مسیر مشخصی برای ارتقا در همان زنجیره فراهم کرده است. در مقابل، هاردفورک زمانی رخ میدهد که قوانین جدید با نسخه قبلی سازگار نباشند و بخشی از مشارکتکنندگان زنجیره متفاوتی را دنبال کنند.
نمونههای تاریخی مانند ایجاد اتریوم کلاسیک (Ethereum Classic) پس از اختلاف بر سر دائو (DAO) و شکلگیری شاخههای مختلف بیتکوین کش (Bitcoin Cash) نشان میدهند که اختلاف بر سر تغییرات پروتکل میتواند در شبکههای بلاکچینی به ایجاد زنجیرههای جداگانه منجر شود. طراحی تزوس تلاش میکند برای کاهش نیاز به چنین انشعابهایی، فرایند تغییر پروتکل را از ابتدا در ساختار شبکه پیشبینی کند.
نگاهی به تاریخچه پر فراز و نشیب تزوس
ایده تزوس در سال ۲۰۱۴ توسط آرتور بریتمن (Arthur Breitman) و کتلین بریتمن (Kathleen Breitman) شکل گرفت. طراحی اولیه این پروژه بر ایجاد یک بلاکچین قابلارتقا و استفاده از سازوکارهای حاکمیتی درونزنجیرهای متمرکز بود. بریتمنها در ادامه توسعه پروتکل را از طریق شرکت Dynamic Ledger Solutions (DLS) دنبال کردند و برای تأمین مالی پروژه، بنیاد تزوس در سوئیس نیز شکل گرفت.

در ژوئیه ۲۰۱۷، تزوس یک برنامه جذب سرمایه برگزار کرد که طی آن بیش از ۶۵ هزار بیتکوین و بیش از ۳۰۰ هزار اتریوم، با ارزش تقریبی ۲۳۲ میلیون دلار در زمان مشارکتها، جمعآوری شد. این مبلغ در آن زمان یکی از بزرگترین مبالغ جمعآوریشده در عرضههای اولیه پروژههای بلاکچینی بود.
پس از جذب سرمایه، اختلافاتی میان بنیانگذاران پروژه و اعضای هیئتمدیره بنیاد تزوس بر سر مدیریت بنیاد و نحوه پیشبرد پروژه شکل گرفت. این اختلافات روند راهاندازی شبکه را به تأخیر انداخت و موضوع در سال ۲۰۱۷ و اوایل ۲۰۱۸ بهصورت عمومی مطرح شد. در تاریخ ۲۲ فوریه ۲۰۱۸، یوهان گورز (Johann Gevers)، رئیس وقت بنیاد، و یکی دیگر از اعضای هیئتمدیره از سمت خود کنارهگیری کردند و هیئتمدیره بنیاد تزوس نیز بازسازی شد.
اختلاف بنیانگذاران و رئیس بنیاد تزوس
اختلاف میان آرتور و کتلین بریتمن و یوهان گورز عمدتاً به مدیریت بنیاد و کنترل و نحوه استفاده از منابع جمعآوریشده مربوط میشد. هر دو طرف روایتهای متفاوتی از این اختلاف داشتند و در آن زمان اتهاماتی نیز علیه یکدیگر مطرح شد. با کنارهگیری گورز و تغییر ترکیب هیئتمدیره در فوریه ۲۰۱۸، روند آمادهسازی برای راهاندازی شبکه ادامه پیدا کرد.
در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸، بنیاد تزوس راهاندازی Betanet را اعلام کرد. این شبکه امکان پردازش تراکنشها و آغاز فرایند baking را فراهم میکرد و نخستین نسخه عملیاتی شبکه تزوس بود. در ادامه، Betanet در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۸ به میننت (Mainnet) تبدیل شد و شبکه اصلی تزوس فعالیت خود را آغاز کرد.
از آن زمان، تزوس از طریق سازوکار خوداصلاحگر خود بارها ارتقا یافته است. این روند بخشی از معماری حاکمیتی شبکه است و به پروتکل اجازه داده است بدون نیاز به هاردفورک، تغییرات متعددی را در طول زمان اعمال کند.
بلاکچین تزوس چگونه کار میکند؟
برای درک نحوه کار تزوس، ابتدا باید بدانیم هر نود چگونه با شبکه ارتباط برقرار میکند و وظایف مختلف در نرمافزار آن چگونه از یکدیگر جدا شدهاند. نرمافزار نود تزوس از دو بخش اصلی تشکیل میشود: شِل (Shell) و پروتکل. شِل وظایف پایهای مانند ارتباط همتابههمتا با سایر نودها، دریافت و ذخیره دادهها و همگامسازی با شبکه را انجام میدهد. پروتکل نیز قواعدی را مشخص میکند که نود بر اساس آنها تراکنشها و بلاکها را پردازش و اعتبارسنجی میکند.

این معماری اهمیت زیادی برای سازوکار خوداصلاحگر تزوس دارد. تغییرات مربوط به قواعد شبکه میتوانند در قالب یک نسخه جدید از پروتکل اعمال شوند، در حالی که بخشهای پایه نرمافزار نود، مانند ارتباط با شبکه و مدیریت دادهها، ساختار خود را حفظ میکنند. به این ترتیب، ارتقای پروتکل میتواند بدون نیاز به ایجاد یک زنجیره جدید یا تغییر همزمان تمام اجزای نرمافزار نود انجام شود.
پس از دریافت بلاکها و عملیات از شبکه، نود آنها را بر اساس قواعد پروتکل بررسی میکند. در این فرایند، مواردی مانند اعتبار تراکنشها، ترتیب عملیات و معتبر بودن بلاک بررسی میشود. در نهایت، شبکه باید درباره بلاکی که در زنجیره قرار میگیرد به توافق برسد. تزوس این کار را با استفاده از الگوریتم اجماع تندربیک (Tenderbake) انجام میدهد که بر پایه اثبات سهام (Proof of Stake) طراحی شده است.
اجماع اثبات سهام و نقش بیکرها
در سازوکار تندربیک، بیکرها (Bakers) نقش اصلی را در ایجاد بلاک و رسیدن شبکه به اجماع بر عهده دارند. در هر مرحله، پروتکل بیکرهایی را برای پیشنهاد بلاک و مشارکت در تأیید آن انتخاب میکند. بیکری که نوبت ایجاد بلاک به او رسیده است، عملیات معتبر را در یک بلاک قرار میدهد و آن را در شبکه منتشر میکند. سپس سایر بیکرهای منتخب، بلاک پیشنهادی را بررسی کرده و با ارسال اتستیشن (Attestation) درباره آن اعلام نظر میکنند.
اگر فرایند اجماع با موفقیت انجام شود، بلاک نهایی به زنجیره اضافه میشود و نودهای شبکه وضعیت جدید بلاکچین را میپذیرند. این فرایند باعث میشود شبکه بدون نیاز به یک نهاد مرکزی درباره ترتیب و اعتبار بلاکها به توافق برسد.
نقش کاربران نیز از طریق دارایی XTZ با این سازوکار ارتباط دارد. کاربران میتوانند XTZ خود را استیک کنند و مستقیماً در تأمین امنیت شبکه مشارکت داشته باشند یا آن را به یک بیکر واگذار کنند. در حالت واگذاری، دارایی کاربر در حساب خودش باقی میماند و اختیار آن را حفظ میکند، اما موجودی واگذارشده در محاسبه قدرت مشارکت بیکر در شبکه مؤثر است. در مقابل، استیکینگ به معنای قرار دادن XTZ در وضعیت استیکشده است و تا زمان خروج از این وضعیت قابل خرج کردن نیست.
یکی از ویژگیهای مهم تزوس این است که این سازوکارها میتوانند از طریق ارتقای پروتکل تغییر کنند. برای مثال، ارتقای Tallinn در ژانویه ۲۰۲۶ زمان ایجاد بلاک را به ۶ ثانیه کاهش داد و تغییراتی در سازوکار اتستیشن ایجاد کرد. پس از آن، ارتقای Ushuaia در ژوئن ۲۰۲۶ قابلیتهای لایه دسترسی به داده (Data Availability Layer) را توسعه داد. این تغییرات نشان میدهند که نحوه عملکرد شبکه تزوس یک ساختار کاملاً ثابت نیست و میتواند از طریق سازوکار حاکمیت و خوداصلاحگری شبکه بهمرور تغییر کند.
سازوکار حاکمیتی تزوس
یکی از ویژگیهای مهم تزوس، امکان تغییر و ارتقای قوانین شبکه بدون نیاز به ایجاد یک زنجیره جدید است. این کار از طریق سازوکار حاکمیتی درونزنجیرهای انجام میشود؛ یعنی پیشنهادهای مربوط به تغییر پروتکل در خود شبکه مطرح میشوند و دارندگان حق رأی درباره آنها تصمیم میگیرند. هدف این سازوکار آن است که ارتقای شبکه بر اساس یک فرایند مشخص و قابل پیشبینی انجام شود.

قدرت رأی در حاکمیت تزوس به میزان سهام مربوط به هر نماینده وابسته است. نماینده یا دلیگیت (Deligate)، حسابی است که میتواند از طرف خود و افرادی که توکنهایشان را به او واگذار کردهاند، در رأیگیریهای حاکمیتی شرکت کند. بنابراین واگذاری توکن به یک نماینده به معنی انتقال مالکیت XTZ نیست و نماینده نمیتواند دارایی واگذارکننده را خرج کند. کاربران نیز میتوانند در صورت تمایل، نماینده دیگری را انتخاب کنند.
بیکرها نقش گستردهتری در شبکه دارند. هر بیکر در واقع نمایندهای است که شرایط لازم برای مشارکت در فرایند تولید و تأیید بلاکها را داراست و میتواند در حاکمیت نیز رأی دهد. در سازوکار فعلی، برای مشارکت بهعنوان بیکر باید حداقل ۶۰۰۰ XTZ در وضعیت لازم برای بیکینگ داشته باشید. این عدد به شرط مربوط به بیکینگ برمیگردد و نباید آن را حداقل میزان لازم برای داشتن قدرت رأی در حاکمیت در نظر گرفت.
فرایند ارتقای پروتکل تزوس از پنج مرحله تشکیل میشود: پیشنهاد، اکتشاف، سرد شدن، ارتقا و انطباق. هر مرحله در صورت موفقیت پیشنهاد را یک گام به اجرای نسخه جدید پروتکل نزدیکتر میکند. در مقابل، رد شدن پیشنهاد در مراحل رأیگیری میتواند باعث بازگشت فرایند به مرحله پیشنهاد شود.
دوره پیشنهاد (Proposal period)
در مرحله پیشنهاد، بیکرها میتوانند پیشنهادهای خود را برای تغییر پروتکل ثبت کنند و به پیشنهادهای موجود رأی دهند. در پایان این دوره، پیشنهادی که حمایت لازم را به دست آورده و بیشترین میزان حمایت را داشته است، برای بررسی بیشتر انتخاب میشود.
حدنصاب این مرحله و تعداد پیشنهادهای قابل ثبت، بخشی از قوانین حاکمیت شبکه هستند و ممکن است با ارتقاهای پروتکل تغییر کنند.
دوره اکتشاف (Exploration period)
در دوره اکتشاف، پیشنهادی که از مرحله قبل عبور کرده است، برای نخستین بار بهصورت رسمی درباره پذیرش آن رأیگیری میشود. رأیدهندگان میتوانند با رأی موافق، مخالف یا ممتنع موضع خود را مشخص کنند.
برای عبور پیشنهاد از این مرحله، علاوه بر رسیدن مشارکت به حدنصاب تعیینشده، باید نسبت مشخصی از آرای موافق به دست آید. حدنصاب مشارکت نیز ثابت نیست و بر اساس میزان مشارکت در رأیگیریهای قبلی تنظیم میشود. اگر پیشنهاد شرایط لازم را به دست نیاورد، فرایند آن ادامه پیدا نمیکند.
دوره سرد شدن (Cooldown period)
پس از پذیرش پیشنهاد در دوره اکتشاف، شبکه وارد دوره سرد شدن میشود. این مرحله فرصتی برای بررسی پیشنهاد پذیرفتهشده پیش از رأیگیری نهایی است و به توسعهدهندگان و فعالان شبکه اجازه میدهد پیامدهای فنی تغییر را بررسی و برای اجرای آن آماده شوند.
در این مرحله، هدف اصلی رأیگیری نیست، بلکه ایجاد فاصله میان پذیرش اولیه و تصمیم نهایی است. بنابراین جامعه فرصت دارد تغییر پیشنهادی را از جنبههای مختلف بررسی کند و مشکلات احتمالی آن را پیش از اجرای نهایی شناسایی کند.
دوره ارتقا (Promotion period)
در دوره ارتقا، درباره اجرای پیشنهاد در شبکه اصلی رأیگیری نهایی انجام میشود. رأیدهندگان بار دیگر میتوانند موافقت یا مخالفت خود را اعلام کنند و پیشنهاد باید شرایط لازم برای عبور از این مرحله را داشته باشد.
اگر پیشنهاد حدنصاب مشارکت و نسبت آرای موافق موردنیاز را به دست آورد، به مرحله انطباق میرسد. در غیر این صورت، ارتقای پیشنهادی اجرا نمیشود و فرایند حاکمیتی برای پیشنهاد دیگری ادامه پیدا میکند.
دوره انطباق (Adoption period)
دوره انطباق آخرین مرحله پیش از فعال شدن نسخه جدید پروتکل است. در این بازه، توسعهدهندگان و اپراتورهای شبکه فرصت دارند نرمافزارها و زیرساختهای خود را با تغییر جدید هماهنگ کنند.
پس از پایان این دوره، پروتکل جدید طبق قوانین شبکه فعال میشود. در نتیجه، ارتقای پذیرفتهشده بدون نیاز به ایجاد زنجیرهای جداگانه اعمال میشود. این ویژگی یکی از تفاوتهای مهم رویکرد تزوس به ارتقای پروتکل با سازوکارهایی است که برای اعمال تغییرات اساسی به فورک نیاز دارند.
ارز دیجیتال XTZ چیست؟
ارز دیجیتال XTZ دارایی بومی شبکه تزوس است و برای پرداخت کارمزد تراکنشها، تعامل با قراردادهای هوشمند و برنامههای غیرمتمرکز و مشارکت در سازوکار اثبات سهام این شبکه استفاده میشود. کاربران با قرار دادن XTZ در وضعیت لازم برای مشارکت در اثبات سهام میتوانند در امنیت اقتصادی شبکه مشارکت کرده و در صورت واجد شرایط بودن، پاداش دریافت کنند. XTZ همچنین در سازوکار حاکمیتی تزوس نقش دارد و مقدار آن میتواند در تعیین قدرت رأی نمایندگان مؤثر باشد.

هولد کردن، استیکینگ و واگذاری مفاهیم متفاوتی هستند. هولد کردن فقط به معنی نگهداری XTZ است و بهخودیخود مشارکت در امنیت شبکه یا دریافت پاداش را به همراه ندارد. در استیکینگ، کاربر XTZ خود را در وضعیت لازم برای مشارکت در اثبات سهام قرار میدهد و در ازای مشارکت، پاداش دریافت میکند. در واگذاری یا Deligation، کاربر یک نماینده یا بیکر را انتخاب میکند تا قدرت مربوط به XTZ او در فرایندهای شبکه، از جمله حاکمیت، لحاظ شود؛ بدون اینکه مالکیت توکنها یا امکان خرج کردن آنها به نماینده منتقل شود. بنابراین کاربر میتواند XTZ خود را به یک بیکر واگذار کند، بدون اینکه خودش بیکر باشد.
برای خرید تزوس (XTZ) میتوانید از صرافیهای ارز دیجیتال معتبر مانند نوبیتکس استفاده کنید. پس از انجام معامله، میتوانید XTZ خریداریشده را در کیف پول صرافی نگهداری کنید یا برای کنترل بیشتر دارایی، آن را به یک کیف پول شخصی سازگار با شبکه تزوس انتقال دهید.
پیش از خرید، بهتر است کارمزد معامله و انتقال، شبکه مقصد و آدرس کیف پول را بررسی کنید. همچنین خرید XTZ مانند سایر داراییهای دیجیتال با نوسان قیمت و ریسک از دست دادن سرمایه همراه است؛ بنابراین انتخاب زمان و مقدار خرید باید متناسب با شرایط و میزان ریسکپذیری شما باشد.
نگاهی به توکنومیکس ارز دیجیتال تزوس
XTZ سقف عرضه ثابتی ندارد و توکنهای جدید از طریق سازوکار انتشار شبکه ایجاد میشوند. بخشی از این توکنها بهعنوان پاداش در اختیار مشارکتکنندگان واجد شرایط در سازوکار اثبات سهام قرار میگیرد. در مقابل، بخشی از XTZ نیز از طریق فرایند توکن سوزی از عرضه خارج میشود. برای مثال، برخی هزینههای مربوط به استفاده از فضای ذخیرهسازی شبکه سوزانده میشوند.
انتشار، پاداش استیکینگ و توکن سوزی را باید از یکدیگر جدا کرد. انتشار به ایجاد XTZ جدید توسط پروتکل گفته میشود، پاداش استیکینگ بخشی از مشوقهایی است که به مشارکتکنندگان واجد شرایط پرداخت میشود و توکنسوزی نیز به خروج دائمی بخشی از XTZ موجود از عرضه اشاره دارد.
در اقتصاد فعلی تزوس، سازوکار انتشار تطبیقی (Adaptive Issuance) میزان انتشار جدید XTZ را ثابت نگه نمیدارد و آن را با توجه به وضعیت استیکینگ شبکه تنظیم میکند. هدف این سازوکار ایجاد تعادل میان میزان XTZ استیکشده و نیاز شبکه به مشارکت اقتصادی در امنیت آن است؛ بنابراین میزان انتشار میتواند با تغییر شرایط شبکه افزایش یا کاهش پیدا کند.
در نتیجه، نمیتوان یک نرخ ثابت و همیشگی برای انتشار یا تورم XTZ در نظر گرفت. عرضه نهایی این دارایی تحت تأثیر همزمان انتشار جدید و توکنسوزی قرار دارد و مقدار هرکدام به شرایط و پارامترهای فعلی شبکه وابسته است.
مروری بر کیف پولهای تزوس
برای نگهداری و استفاده از XTZ میتوان از کیف پولهای ارز دیجیتال مختلفی در اکوسیستم تزوس استفاده کرد. این کیف پولها را میتوان به دو گروه نرمافزاری و سختافزاری تقسیم کرد. تفاوت اصلی این دو گروه به شیوه نگهداری کلیدهای خصوصی و نحوه دسترسی به داراییها مربوط میشود.
در میان کیف پولهای نرمافزاری، کوکای (Kukai) یکی از کیف پولهای اختصاصی اکوسیستم تزوس است که برای نگهداری XTZ و تعامل با برنامههای این شبکه کاربرد دارد. تمپل ولت (Temple Wallet) نیز یک کیف پول نرمافزاری با تمرکز بر اکوسیستم تزوس است که امکان مدیریت داراییها و تعامل با برنامههای غیرمتمرکز را فراهم میکند. همچنین تراست ولت (Trust Wallet) از XTZ پشتیبانی میکند و برای کاربرانی که در کنار تزوس، داراییهای شبکههای مختلف را نگهداری میکنند، گزینهای چندزنجیرهای محسوب میشود.
در گروه کیف پولهای سختافزاری، دستگاههای لجر (Ledger) از XTZ پشتیبانی میکنند و امکان نگهداری کلیدهای خصوصی بهصورت آفلاین و امضای تراکنشها روی دستگاه را فراهم میکنند. این نوع کیف پول برای کاربرانی مناسب است که میخواهند داراییهای خود را از محیط آنلاین جدا کنند.
صرفنظر از نوع کیف پول، عبارت بازیابی باید در محلی امن و آفلاین نگهداری شود و هرگز نباید در اختیار شخص دیگری قرار بگیرد. هنگام انتقال XTZ نیز شبکه و نشانی مقصد را با دقت بررسی کنید؛ ارسال دارایی به شبکه یا نشانی نادرست میتواند باعث از دست رفتن آن شود. همچنین پیش از استفاده از هر کیف پول، پشتیبانی فعلی آن از XTZ و نسخه رسمی نرمافزار را بررسی کنید.
بررسی همکاریهای تزوس با پروژهها مختلف
تزوس در طول فعالیت خود با شرکتها و نهادهایی در حوزههایی مانند رایانش ابری، بازی، خدمات داراییهای دیجیتال و هنر همکاری داشته است. بررسی این همکاریها نشان میدهد که کاربرد تزوس تنها به معاملات توکن XTZ محدود نمیشود و برخی سازمانها از زیرساخت این شبکه برای آزمایش یا توسعه محصولات و خدمات مبتنی بر بلاکچین استفاده کردهاند.
- گوگل کلاد (Google Cloud): در سال ۲۰۲۳، گوگل کلاد و بنیاد تزوس همکاری خود را برای توسعه کاربردهای وب ۳ اعلام کردند. در این همکاری، گوگل کلاد بهعنوان یک بیکر سازمانی به شبکه تزوس پیوست و مشتریان گوگل کلاد نیز امکان استفاده از زیرساخت این شرکت برای راهاندازی بیکر را پیدا کردند.
- یوبیسافت (Ubisoft): شرکت بازیسازی Ubisoft از طریق آزمایشگاه نوآوری استراتژیک خود در سال ۲۰۲۱ بهعنوان یک بیکر سازمانی به شبکه تزوس پیوست. این همکاری بخشی از بررسی کاربردهای فناوری بلاکچین در صنعت بازی بود و در کنار آن، همکاریهایی با Nomadic Labs برای آزمایش کاربردهای این فناوری انجام شد.
- فایربلاکس (Fireblocks): پلتفرم زیرساخت داراییهای دیجیتال Fireblocks پشتیبانی از شبکه تزوس و استانداردهای توکن آن را در خدمات خود ارائه کرده است. این پشتیبانی به مؤسسات و توسعهدهندگان اجازه میدهد از زیرساخت فایربلاکس برای نگهداری و مدیریت داراییهای مبتنی بر تزوس و ساخت کاربردهای مرتبط با آن استفاده کنند.
- دلویت لوکزامبورگ (Deloitte Luxembourg): دفتر لوکزامبورگ Deloitte نیز در سال ۲۰۲۳ بهعنوان یک بیکر سازمانی به شبکه تزوس پیوست. هدف اعلامشده از این اقدام، بررسی فرصتهای استفاده از فناوری وب ۳ و مشارکت مستقیم در اعتبارسنجی شبکه تزوس بود.
- موزه اورسه (Musée d’Orsay): بنیاد تزوس در سال ۲۰۲۲ با موزه اورسه فرانسه همکاری کرد. این همکاری بر پیوند میان هنر دیجیتال و فناوری بلاکچین متمرکز بود و شامل برگزاری برنامهها و رویدادهایی برای آشنایی مخاطبان موزه با هنر دیجیتال و وب ۳ میشد.
این نمونهها را باید بهعنوان مواردی از استفاده یا آزمایش فناوری تزوس در حوزههای مختلف در نظر گرفت؛ صرف وجود یک همکاری نیز بهتنهایی به معنی موفقیت تجاری گسترده یا پذیرش عمومی این فناوری نیست.
مزایا و معایب بلاکچین تزوس
تزوس مانند هر بلاکچین دیگری نقاط قوت و محدودیتهایی دارد. برخی از ویژگیهای این شبکه به طراحی و معماری آن مربوط میشوند و برخی دیگر به جایگاه تزوس در میان شبکههای رقیب و میزان استفاده از اکوسیستم آن ارتباط دارند.

مزایای تزوس
- قابلیت ارتقای شبکه بدون هاردفورک: طراحی خوداصلاحگر تزوس امکان اعمال تغییرات در پروتکل را از طریق سازوکار حاکمیتی شبکه فراهم میکند. این ویژگی میتواند نیاز به ایجاد زنجیره جدید برای اجرای برخی ارتقاهای پروتکل را کاهش دهد و مسیر توسعه شبکه را یکپارچهتر نگه دارد.
- حاکمیت درونزنجیرهای: تصمیمگیری درباره ارتقای پروتکل در تزوس بخشی از خود شبکه است و هولدرهای XTZ میتوانند از طریق سازوکار واگذاری، در قدرت رأی نمایندگان مشارکت کنند. این مدل، فرایند تصمیمگیری درباره تغییرات پروتکل را به ساختار مشخصی درون شبکه منتقل میکند.
- استفاده از اثبات سهام: تزوس برای تأمین امنیت شبکه از مکانیزم اثبات سهام استفاده میکند و بهجای استخراج مبتنی بر توان پردازشی، مشارکتکنندگان را بر اساس سازوکار سهامگذاری در فرایند اعتبارسنجی شبکه درگیر میکند. در نتیجه، برای تأمین امنیت شبکه به تجهیزات محاسباتی موردنیاز در شبکههای اثبات کار نیاز نیست.
- معماری قابل ارتقا: ساختار ماژولار تزوس به توسعهدهندگان پروتکل اجازه میدهد بخشهای مختلف شبکه را بهصورت هدفمند تغییر دهند. سابقه ارتقاهای متعدد شبکه نیز نشان میدهد این قابلیت صرفاً یک ویژگی نظری نیست و در عمل برای توسعه پروتکل استفاده شده است.
معایب تزوس
- رقابت با شبکههای بزرگتر: تزوس در بازاری فعالیت میکند که شبکههایی مانند اتریوم، سولانا و دیگر لایههای اول و دوم سهم قابلتوجهی از کاربران، سرمایه و فعالیت توسعهدهندگان را جذب کردهاند. بنابراین داشتن ویژگیهای فنی متمایز بهتنهایی برای افزایش استفاده از شبکه کافی نیست.
- مقیاس اکوسیستم: تعداد کاربران، برنامههای غیرمتمرکز، سرمایه و فعالیت اقتصادی در اکوسیستم تزوس با بزرگترین رقبای آن قابل مقایسه نیست. این موضوع میتواند برای پروژههایی که به نقدینگی، کاربران گسترده یا تعداد زیادی ابزار و برنامه آماده نیاز دارند، یک محدودیت باشد.
- پذیرش و میزان استفاده: موفقیت بلندمدت یک بلاکچین فقط به قابلیتهای فنی آن وابسته نیست و میزان استفاده واقعی از شبکه نیز اهمیت دارد. تزوس برای گسترش کاربردهای خود باید بتواند توسعهدهندگان، کاربران و پروژههای بیشتری را جذب و حفظ کند.
- پیچیدگی توسعه: برخی اجزای فنی اکوسیستم تزوس، از جمله زبان میکلسون و معماری متفاوت آن، ممکن است برای توسعهدهندگانی که تجربه بیشتری با محیطهایی مانند اتریوم و سالیدیتی دارند، به زمان بیشتری برای یادگیری و سازگاری نیاز داشته باشد.
آینده تزوس چگونه خواهد بود؟
پیشبینی آینده یک بلاکچین فقط با توجه به ویژگیهای فنی آن ممکن نیست. میزان پذیرش کاربران، فعالیت توسعهدهندگان، نقدینگی و توانایی شبکه برای رقابت با سایر زیرساختهای بلاکچینی نیز در این مسیر نقش دارند. تزوس در سالهای اخیر همچنان از طریق سازوکار ارتقای خود توسعه پیدا کرده و مسیر فعلی آن بیش از گذشته بر افزایش ظرفیت شبکه و گسترش قابلیتهای لایههای اجرایی متمرکز شده است.
یکی از مهمترین محورهای این مسیر، افزایش مقیاسپذیری است. ارتقای Ushuaia که در ژوئن ۲۰۲۶ فعال شد، ظرفیت لایه دسترسپذیری داده تزوس را به ۱۰ مگابایت بر ثانیه رساند. این لایه برای فراهم کردن داده موردنیاز راهکارهای مقیاسپذیری مانند رول آپها طراحی شده است و افزایش ظرفیت آن میتواند محدودیت مربوط به انتشار داده را برای برنامههای پرمصرف کاهش دهد.
رول آپهای هوشمند نیز بخش دیگری از مسیر توسعه تزوس هستند. این راهکارها اجرای بخشی از پردازشها را از لایه اصلی جدا میکنند تا شبکه بتواند حجم بیشتری از فعالیت را مدیریت کند، در حالی که امنیت و تسویه آن همچنان به لایه اول تزوس متکی است. اترلینک (Etherlink) نیز در همین چارچوب، امکان اجرای برنامههای سازگار با ماشین مجازی اتریوم (EVM) را فراهم میکند و بهعنوان یکی از اجزای اصلی مسیر مقیاسپذیری تزوس توسعه یافته است.
در کنار این موارد، پروژه Tezos X در حال شکل دادن به معماری جدیدی برای اجرای برنامهها است. نسخه آزمایشی عمومی آن در مه ۲۰۲۶ راهاندازی شد و امکان تعامل برنامههای میکلسون و سازگار با ماشین مجازی اتریوم را روی یک دفتر کل مشترک فراهم میکند. در مسیر فعلی، توسعه Etherlink و اضافه شدن رابط میکلسون به آن، یکی از گامهای مهم برای تبدیل این ایده به زیرساخت اصلی Tezos X محسوب میشود.
با این حال، این پیشرفتهای فنی بهتنهایی موفقیت تزوس را تضمین نمیکنند. این شبکه همچنان باید در جذب کاربران، توسعهدهندگان و سرمایه با شبکههایی مانند اتریوم، سولانا و راهکارهای لایه دوم رقابت کند. بنابراین بهتر است آینده تزوس را در قالب چند سناریو در نظر گرفت: اگر توسعه زیرساختهای مقیاسپذیری با افزایش استفاده واقعی از شبکه همراه شود، جایگاه تزوس میتواند تقویت شود؛ اما اگر رشد فنی از پذیرش و فعالیت اقتصادی اکوسیستم سریعتر باشد، مزیتهای فنی آن لزوماً به رشد متناسب شبکه منجر نخواهد شد.
نتیجهگیری
تزوس شبکهای است که بخش مهمی از طراحی آن بر امکان ارتقای تدریجی پروتکل، مشارکت در حاکمیت و استفاده از سازوکار اثبات سهام متمرکز است. معماری قابل ارتقا و حاکمیت درونزنجیرهای به این شبکه اجازه میدهند تغییرات پروتکل را بدون ایجاد زنجیره جدید دنبال کند و XTZ نیز در پرداخت کارمزد، مشارکت در شبکه و حاکمیت آن نقش دارد.
در مقابل، تزوس برای گسترش جایگاه خود همچنان با چالشهایی مانند رقابت با شبکههای بزرگتر، اندازه اکوسیستم و میزان پذیرش کاربران و توسعهدهندگان روبهرو است. بنابراین شناخت ساختار شبکه، کاربرد XTZ و محدودیتهای آن برای ارزیابی این پروژه اهمیت دارد. اگر درباره تزوس یا سازوکار این شبکه سؤالی دارید، میتوانید آن را در بخش دیدگاهها مطرح کنید.
سؤالات متداول (FAQ)
آیا برای استیکینگ تزوس باید XTZ را قفل کرد؟
استیکینگ به مشارکت اقتصادی در سازوکار اثبات سهام تزوس گفته میشود و شرایط آن به سازوکار فعلی شبکه و روش مورد استفاده بستگی دارد. در مدل واگذاری، کاربر میتواند XTZ خود را به یک بیکر واگذار کند و بدون اجرای مستقیم فرایند بیکینگ در شبکه مشارکت داشته باشد.
برای تبدیل شدن به بیکر تزوس به چند XTZ نیاز است؟
شرط مربوط به بیکینگ با حداقل مقدار لازم برای مشارکت در حاکمیت یکسان نیست. در ساختار مورد استفاده تزوس، مقدار ۶۰۰۰ XTZ بهعنوان حداقل لازم برای اجرای نقش بیکر مطرح شده است؛ در حالی که مشارکت در حاکمیت از سازوکار قدرت رأی شبکه پیروی میکند.
تفاوت XTZ با توکنهای ایجادشده روی شبکه تزوس چیست؟
XTZ دارایی بومی شبکه تزوس است و برای پرداخت کارمزد و مشارکت در سازوکارهای اصلی شبکه استفاده میشود. در مقابل، توکنهای دیگر میتوانند روی زیرساخت تزوس ایجاد شوند و کاربرد و قوانین اقتصادی متفاوتی داشته باشند.
آیا تزوس میتواند بدون هاردفورک ارتقا پیدا کند؟
بله. یکی از ویژگیهای طراحی تزوس، سازوکار خوداصلاحگر آن است که امکان تصویب و اجرای تغییرات پروتکل را از طریق حاکمیت درونزنجیرهای فراهم میکند.
برای نگهداری XTZ از چه کیف پولی میتوان استفاده کرد؟
برای نگهداری XTZ میتوان از کیف پولهای نرمافزاری یا سختافزاری استفاده کرد؛ البته باید پیش از انتقال، پشتیبانی کیف پول از شبکه تزوس و نسخه فعلی آن بررسی شود. عبارت بازیابی نیز باید بهصورت آفلاین و در مکانی امن نگهداری شود و هرگز در اختیار دیگران قرار نگیرد.
آیا خرید XTZ بدون ریسک است؟
خیر. XTZ مانند سایر داراییهای بازار ارزهای دیجیتال میتواند با نوسان قیمت و ریسکهای مرتبط با پذیرش شبکه و رقابت میان بلاکچینها همراه باشد. بنابراین شناخت فناوری، کاربرد دارایی و شرایط بازار پیش از تصمیمگیری اهمیت دارد.



